سال ها شعر سروده ام
برای شاعرانه ترین اعتراف زندگی ام
که در مقابل چشمهایت
هیچ گاه
هیچ حرفی
برای گفتن نداشته ام!!!
هر روز با خودم فکر می کنم
چگونه می شود تمام دنیا
تنها در یک لبخند خلاصه شود؟!!!
وعشق
گاهی آنقدر عمیق می شود
که هیچ گاه سنگ هایی که می اندازند
به انتهایش نمی رسد!!!!
من که طالع بینی نمی دانم
اما امیدوارم تمام حیوانات
دست به دست هم دهند
تا تقدیر امسالت بهتر از همیشه شود
این روزها که زمین لرزه ها
محور زمین را تغییر می دهند
چه خوش خیالی بزرگی است که
محور نگاهت قلبم را نلرزاند!!!!
میلاد تهرانی
در بندهايي از گات ها كه سخنان هميشه تازه و جاوداني اشوزرتشت است. مطالبي وجود دارد كه براي جوانان و به ويژه آنان كه پيمان زناشويي ميبندند، بسيار سودمند است و سبب شادي و خوشبختي بيشتر در زندگي ميشود. آنچه در پي ميآيد، بخشي از اين سفارش هاست كه برگرفته از گات ها ( هات ٥٣ و٥٤) است :
بيش از ٣٧٠٠ سال پيش اشوزرتشت پيامبر ايراني، در پيام هاي آسماني خود (گاتها) توصيه هاي مهميخطاب به دختران و پسران دم بخت و همسران جوان دارد. پيام سرنوشت ساز اشوزرتشت به دختران و پسران دم بخت، همچنان تازگي و طراوت خود را حفظ كرده و راهگشايي شايسته براي همسران جوان است. به اين پيام زندگي بخش گوش جان ميسپاريم:
روي سخنم با شما نو عروسان و تازه دامادان است؛ اميدوارم كه سخنان مرا به گوش هوش بشنويد و با انديشه روشن آن را نيك دريابيد و به خاطر بسپاريد:
هميشه با نيك منشي و مهر و محبت زندگي كنيد و تلاشتان براين باشد كه در راستي و پاكي از يكديگر پيشي گيريد؛ تنها از اين راه ميتوانيد در زندگي سرشار از خوشي و خوشبختي برخوردار شويد. اي همسران جوان، به اين حقيقت توجه داشته باشيد: كساني كه در زندگي زناشويي به دنبال دروغ ميروند، ممكن است آن را ظاهراً دلچسب تر ببينند، ولي در واقع دروغ آنان را به بيراهه ميكشاند و از خود بيگانه ميكند. آنان كه به فريبندگي هاي ظاهري و به خوشي هاي دروغين دلبستگي پيدا ميكنند، درونشان تاريك ميشود و حقيقت به انديشه آنان راه نمييابد؛ از اين روي از پيشرفت و رسيدن به درجات عالي هستي و كمال باز خواهند ماند. اما هنگاميكه به آزادگي و يكرنگي پايبند باشيد و آنگاه كه عشق ووفاداري ريشه دار در دل هاي شما جفت جوان وجود داشته باشد، هم در اين جهان و هم در زندگاني ديگر از بهترين پاداش بهره مند خواهيد شد. ولي هر گاه گرفتار انديشه هاي اهريمني شويد و از اين آزادگي و يكرنگي دور شويد، پيامد آن جز رنج و اندوه و افسوس نخواهند بود.
همه آناني كه زندگي زناشويي را دستخوش دروغ ميسازند سرانجام مورد ريشخند مردم قرار ميگيرند و خود را سرزنش خواهند كرد. راهنمايان درست كردار همسران جوان را چنين راهنمايي ميكنند كه: در زندگاني زناشويي و در خانواده خويش با خرد و راستي رفتار كنند تا آرامش و آسايش و صلح و آشتي بر زندگي آنان پرتو اندازد و ريا و فريبكاري كه چون زنجيري انسان را به تباهي ميكشاند، از پهنه زندگي آنان زدوده شود.
بدانديشان و كج انديشان و آنان كه بنده هوي و هوس خويش هستند از راستي و درستي بيزارند، درست كاران را به ديده حقارت مينگرند و با نفس خويش نيز پيوسته در كشمكش و پيكارند. و به راستي هر آن كس كه در كمال آزادگي و با تمام وجود با هوي و هوس پيكار كند، نيروي معنوي خداوند پشتيبان او خواهد بود و چنين فردي از نيكوترين پاداش برخوردار خواهد شد. در چنين صورتي است كه عشق و محبت كه آرزوي همه ماست به سويمان ميآيد و دل هاي مردان و زنان را شاد خواهد ساخت و به آن ها آرامش وجدان و آسايش انديشه و خوشبختي ميبخشايد. پس هركس به نداي وجدان خويش گوش فرا دهد و خواست او را كه همان فرمان خداوند است برآورده سازد، پروردگار به او پاداشي گرانبها عنايت خواهد فرمود. پاداشي كه تنها در پرتو راستي و پاكي ميتوان از آن برخوردار شد و خداوند جان و خرد آن را براي همه مقرر فرموده است.
چکیده پیام اشوزرتشت به همسران جوان:

1- هميشه در زندگي با منشي نيك زندگي كنيد و با انديشه نيك مشورت كنيد.
2- در پاكي و راستي و پرهيزكاري از يكديگر پيشي گيريد.
3- در زندگي زناشويي از دروغ و بدي بپرهيزيد.
4- به خوشي هاي دروغين و فريبندگي هاي ظاهري دل مشغول مداريد.
5- به آزادگي و يكرنگي در زندگي پايبند باشيد.
6- بكوشيد تا عشق و وفاداري در وجود شما زوج جوان ريشه بدواند.
7- در زندگي از راهنمايي راهنمايان درست كردار سود بجويند.
8- ريا و فريبكاري را از زندگي خود بزداييد.
9- در كمال آزادگي و با تمام وجود با هوي و هوس پيكار كنيد.
10- به نداي وجدان خويش گوش فرا دهيد و خواست او را كه همان خواست خداوند است، برآورده سازيد. ...





سرسال نو هرمزد و فروردين،*
ميزد روشن هما برساد.
اين دودمان شادباد.
آفرين باد بر همه نيكان و
وهان هفت كشور زمين،
آفرين باد همه اندركسان را
زرتشت دين را
پاكان گيتي را
آفرين باد بر آناني كه براي رسيدن به راستي
و آزادي و دادگري كاروپيكار ميكنند
تا دين بهي گسترش يابد.
دين بهي راست و درست كه خدا برمردم
فرستاده و زرتشت پيغمبر آورده است.
رادي باد، نيكي باد، شادي باد
ايدون باد، ايدون ترج باد
نقل به معني از: روايات داراب هرمزديار
منبع : سالنماي زرتشتيان
*فروردين واژهاي پهلوي است و معني آن ماهي است كه روييدن گياهان در آن ماه است و اين ماه برابر است با برج حمل.
منبع:WWW.T-Z-A.org
سرسال نو هرمز فرودين برآسوده از رنج روي زمين
بزرگان به شادي بياراستند مي و جام و رامشگران خواستند
چنين جشن فرخ از آن روزگار بما ماند از آن خسروان يادگار
نوروز بزرگترين جشن ملي ايرانيان سابقهاي هزاران ساله دارد. از گذشته هاي دور آرياييهاي ساكن در نجد (فلات) ايران روز اول سال و آغاز بهار را به برگزاري مراسم ويژه و همراه با شادي و شادماني اختصاص ميدادند . برخي پژوهشگران ، ريشه تاريخي اين جشن را به « جمشيد پيشدادي» نسبت ميدهند و نوروز را « نوروز جمشيدي» ميخوانند.اما اين تنها روايت نيست. نوروز بهارانهاي است كه روايت هاي تاريخي درباره پيدايش آن بسيار گوناگون است. نوروز جشن شروع فروردين يا «فرودگان » است كه يادآور اجداد و نياكان ما بود و چنان ميپنداشتند كه در پنج شب، روان پاك مردگان، براي ديدار سامان زندگي و روزگار بازماندگان به زمين فرود ميآيند و در خانه و آشيانه خويش سرگرم تماشا و سركشي ميشوند. اگر خانه روشن و پاكيزه و ساكنان آن راحت و شاد باشند، روان در گذشتگان شادمان و سرافراز برميگردند. اما در غير اين صورت ، آنان اندوهگين و ناراحت به جايگاه خويش باز ميگردند و تا سال آينده چشم به راه مينشينند.
فردوسي بزرگ دربارهي پيدايش نوروز چنين ميگويد:
چو خورشيد تابان ميان هوا نشسته بر او شاه فرمانروا
به جمشيد برگوهر افشاندند مران روز را روز نو خواندند
دربارهي پيدايش نوروز در روايتي ديگر چنين آمده است كه نيشكر را جمشيد در اين روز يافت و مردم از كشف خاصيت آن متحير شدند. پس جمشيد دستور داد تا از شهد آن شكر ساختند و به مردم پيشكش كردند. از اين رو، آن را نوروز ناميدند.
هم چنين گفته شده كه اهريمن، بلاي خشكسالي و قحطي را بر زمين فرو نشانيد. اما جمشيد به جنگ با اهريمن پرداخت و در پايان او را شكست داد. آنگاه خشكسالي، قحطي و نكبت را بر روي زمين از ريشه بخشكانيد و به زمين بازگشت. با بازگشت او، درختان و هر نهال و چوب خشكي سبز شدندو پس مردم اين روز را « نوروز» خواندند و هر كس به يمن و خجستگي در تشتي جو كاشت و اين رسم سبزه نشانيدن در ايام نوروز از آن زمان تا به امروز باقي مانده است.
در استوره ديگر آمده است: نوروز نخستين روز پادشاهي جمشيد پس از ساختن كاخي با شكوه است و استوره ديگر نوروز را روزي ميداند كه جمشيد واحدهاي اندازهگيري را تعيين كرد. واحد اندازهگيري درازا، يك بند انگشت ( اينچ ) در پارسه به كار ميرفته كه هر واحد آن برابر ٢و٢دهم سانتي متر بوده است.
و روايتي كه در خيام نامه آمده از اين قرار است:
چون از اميري جمشيد ٤٢١ سال گذشت، جهان از او يكسره راست هميآمد، ايران و ايرانيان هم مطيع و مريد او شدند تا بفرمود گرمابههاي بسيار ساختند و سيم و زر از معادن بر آوردند و ديباي ابريشميبافتند كه آن روز، روز اول « حمل » بود. پس جشني بر پا ساخته و نوروزش نام نهاد تا هر سال چو فروردين آيد، آن روز را جشن گيرند.
و اينگونه است كه نوروز ماندگار شد. چون با هنجار هستي و چيستي ( طبيعت ) مردمان سازش داشت، ايرانيان اين آيين را با همه دشواريهاي زمانه نگهداشتند و تااكنون كه به ما سپردند. ما نيز بيگمان نوروز را با همه خجستگيها و شاديهايش به آيندگان خواهمسپرد تا در هماره تاريخ بماند.
نوروز خجسته باد !
منبع:WWW. T-Z-A.org

نوروز و هفت سين با يكديگر پيوند خوردهاند و هر يك يادآور ديگري است. درباره هفتسين بسيار نوشتهاند، آنچه در پي ميآيد نيز چند نكته درباره سفره هفت سين است كه نشان از ديدگاه كساني دارد كه در اين زمينه پژوهش كردهو علاقه نشان دادهاند.
در كشورهاي گوناگون كه فرهنگ ايراني را پاس ميدارند، هفتسينهاي متفاوتي پهن ميشود، سفره هفتسيني كه امروز بيشتر مرسوم است، نهادن هفت مورد از چيزهايي مانند:
سبزه ، سنجد ، سير ، سماق ، سركه ، سمنو ، سيب ، سپند(اسفند)
همچنين در سفره مرسوم است، ميوه، گل، شيرينيهاي سنتي، ماهي قرمز، سبزي خوردن، كتابآسماني، ديوان شاعران و آينه قرار دهند.
*در برخي از منابع تاريخي آمده است كه «هفت سين» نخست «هفت شين» بوده و بعدها به اين نام تغيير يافته است. شمع، شيريني، شهد(عسل)، شمشاد، شربت و شقايق يا شاخه نبات، اجزاي تشكيل دهنده سفره هفت شين بودند. برخي ديگر به وجود«هفت چين» در ايران پيش از اسلام باور دارند. در زمان هخامنشيان در نوروز به روي هفت ظرف چيني غذا ميگذاشتند كه به آن هفتچين يا هفت چيدني ميگفتند.
بعدها در زمان ساسانيان هفت شين رسم متداول مردم ايران شد و شمشاد در كنار بقيه شينهاي نوروزي، به نشاني سبزي و جاودانگي برسر سفره قرار گرفت. بعداز سقوط ساسانيان و ورود تازيان، ايرانيان به هر روش، سعي كردند سنتها و آيينهاي باستاني خود را نيز حفظ كنند.
* هفت سين سفرهاي است كه ايرانيان هنگام نوروز ميآرايند، آنچه كه در اين سفره قرار ميگيرد بايد داراي ويژگيهاي زير باشد؛
١-پارسي باشد؛
٢-با بند واژه «س» آغاز شود؛
٣-ريشه گياهي داشته باشد؛
٤-خوردني باشد؛
٥-اسم مركب باشد؛
٦-براي بدن سودمند باشد؛
بنابراين هرآنچه كه داراي اين ويژگي ها نباشد، اگرچه با بندواژه«س» همآغاز شده باشد، نميتواند جزو هفت سين به حسابش آورد. در زبان پارسي، تنها هفت چيز هستند كه اين ويژگيها را دارند: 
١-سير: به نام و عنوان اهورمزدا
٢-سيب: به نام و عنوان سپندارمذ(اسفند)
٣-سبزي: به نام فرشته ارديبهشت
٤-سنجد: به نام فرشته خرداد
٥-سركه: به نام فرشته امرداد
٦-سمنو: به نام فرشته شهريور
٧-سماق: به نام فرشته بهمن
*هرچند كه در سفره هفت سين بايد به هرحال هفت جزء كه با آواي«سين» آغاز ميشوند:نمادي از «سپنته» چيده شود، ولي براي زينت و چيدن دلپذيرتر سفره هفتسين، تقريباً همه خانوادههاي ايراني اجزاي ديگري هم در سفره ميچينند و در آرايش و رنگآميزي سفرهشان نهايت خوش سليقگي را بكار ميبرند.
آينه و كتابي مقدس در كنار آن هم از اجزايي است كه تقريبا در هر سفره هفتسيني چيده ميشود. برخي بر اين باورند كه سكه كه نماد«دارايي» و آب كه نماد«پاكي و روشنايي» است بهتر است در كنار هم قرار گيرند و سكه را درون ظرفي از آب سرسفره ميگذارند.
* درباره چم (معنا) چيدنيهاي سرسفره هفت سين نيز پژوهشگران نوشتهاند:
سبزه؛ نماد نوزايي(تولد دوباره)
سيب؛ماد زيبايي و تندرستي
سمنو؛نماد فراواني(بركت)
سير؛نماد پزشكي(درمان يا طب)
سنجد؛نماد عشق
سكه؛ نماد دارايي
سركه؛نماد شكيبايي و عمر
سماق؛ نماد(رنگ) طلوع خورشيد
سنبل؛ (نماد رنگ و زيبايي)
*ديگر سينها كه نوشتهاند در سفره هفتسين ميگذارند:سوسن،سبزي، سنگك، سپند، سياهدانه ميتوانند باشند كه زينت افزاي سفره هفتسين ميشوند.
* برخي ديگر از چيدنيهاي سفره هفتسين نيز نمادها و نشانههايي به شمار ميآيند كه از اين قرار است:
-كتاب به نشانه تمدن و خردورزي: مانند ديوان حافظ و شاهنامه
-كاسهاي از آب كه پرتقال يا اناريدر آن غوطهور است(به نشانه گردش زمين در فضا)
-يك شيريني ايراني (مانند باقلوا ، شيريني ،آرد نخودچي و....)
منبع:WWW.T-Z-A.org
سرآغاز سال در ميان زرتشتيان، در شمار ماه هايي است كه مناسبتهاي آييني و شاد فراواني دارد. در اينجا به برخي از آنها اشاره ميكنيم:
نخستين مناسبت، آيين كهني است به نام«جاي سبزباد» كه در آغازين روز از نوروز برگزار ميشود و خويشاوندان ودوستان درگذشتگان سال پيش، به ديدار خانواده درگذشته ميروند. اين آيين پرسه نيست و با آن تفاوت دارد.
مناسبت دوم، زادروز اشوزرتشت است كه در روز ششم فروردين ماه گراميداشته ميشود.در اين روز نخستين پيامآور يكتايي و يگانگي خداوند، از پدري پوروشسب نام و مادري به نام دغدو زاده شد و چون نام خاندان پدريش اسپنتمان بود، او نيز زرتشت اسپنتمان نام گرفت.
مناسبت ديگر در اين ماه فرودگ(فرودك) است كه نوزدهم فروردينماه برگزار ميشودونخستين جشن ماهانه به شمارميآيد. چون در فروردينروز از فروردينماه است.
اين آيين به فروهر درگذشتگان مربوط ميشود و در اين روز زرتشتيان به آرامگاهها ميروند و براي فروهر نياكان خود آرزوي گروسماننشيني ميكنند.
روزهاي نبر در ماه فروردين نيزعبارتند از: دوم فروردين ماه برابر وهمن روز، ١٢فروردينبرابر با ماه روز، چهارده فروردين برابر با گوش روز، ٢١فروردين برابر با رام روز
منبع:www. T-Z-A.org

يكي از ويژگيهاي جشن نوروز كه آن را زيباترين آيين براي آغاز سال نو كرده است، چيدن سفره «هفت سين» يا «خوان نوروزي» است.
شايد هيچ پژوهشگري نتواند پاسخ دقيقي براي اين پرسش داشته باشد كه خوان نوروزي از چه دوراني آغاز شده است.
شايد مناسب ترين پاسخ اين باشد كه سفره هفت سين يا خوان نوروزي در گذرزمان تكميل شده و اينك به دست ما رسيده است.
برخي ميگويند كه هفت سين تبديل شدهاي از نماد هفت امشاسپندان است كه نماد نيروهاي افزاينده يعني خرد، انديشه نيك، راستي و درستي ، چيرگي به خود، آرامش ، رسايي و جاودانگي بودند كه بعدها به هفت سين تبديل شدهاند.
آنچه كه همگي پژوهشگران برآن باور دارند، سپنتا (مقدس) بودن عدد هفت در ايران باستان و تااكنون است. از اين رو از ديرباز تاكنون زرتشتيان سفرهي هفت سين را كه به اندازهي هفت وجب است، ميگسترانند و بر آن هفت نماد كه هر يك با حرف «سين» آغاز شود، ميچينند.
سبزه: نماد خرميو نوزيستي، جلوهي آغاز زندگي نو و همراهي انسان با طبيعت، است. سبزه را تا سيزده روز از نوروز گذشته نگهداري ميكنند، سپس آن را به آب روان ميسپارند تا همراه آن بديها از زندگي دور شود.
هم چنين درباره سبزه نوشتهاند كه نياكان ما در دوران كهن ، سبزه ها را به تعداد هفت يا دوازده كه شمار مقدس برجهاست در قابهاي گرانبها سبز ميكردند. در دوران باستان در كاخ پادشاهان ٢٠ روز پيش از نوروز دوازده ستون را از خشت خام برميآوردند ، برهر يك ازآن ها يكي از غلات را ميكاشتند . خوب روييدن هر يك را به فال نيك ميگرفتند و برآن بودند كه آن دانه در آن سال پربار خواهد بود. در روز ششم فروردين آنها را ميچيدند و به نشانه بركت و باروري در تالارها پخش ميكردند.
خانوادهها معمولا سه قاب از سبزه ها را به نشانه هومت، هوخت و هورشت (انديشه و گفتار و كردار نيك ) برخوان مينهادند وروي آن ها گندم، جو و ارزن كه خوراك اصلي مردم بود، سبز ميكردند. رنگ سبز آنها رنگ ملي و مذهبي ايرانيان بود و خوان نوروزي را زينت ميبخشيد. سبزشدن دانه نماد امشاسپند امرداد است. مردم براين باورند كه فروهر نيكان باعث باليدن و سبزشدن دانهها هنگام بهار ميشود.
سمنو: از جوانههاي تازه رسيده گندم ساخته ميشد. از آنجايي كه فروهرها باعث روييدن گياهان و جوانه زدن آن ها ميشوند، خوردن اين جوانههاي بارور سبب نيرومندي و باروري در تمام سال ميشود.
سنجد: يكي از ميوههايي است كه در خوان نوروزي گذاشته ميشود. چون بوي برگ و شكوفه درخت آن محرك عشق و دلباختگي است كه از مقدمات اصلي تولد و زايندگي است، پس وجود آن نشانهاي از زايش كيهاني است.
سيب: روستاييان سيب را در خم هاي ويژهاي نگهداري ميكردند و پيش از نوروز به يكديگر هديه ميدادند. سيب با زايش هم نسبت دارد. بدين صورت كه اغلب درويشي سيبي را از وسط نصف ميكرد و نيمياز آن را به زن و نيمه ديگر را به شوهر ميداد. بدين ترتيب مرد از عقيم بودن و زن از نازايي رها ميشد.
سكه زردو سفيد: نمادي از امشاسپند شهريور كه نگهبان فلزات است و بودن آن برسرخوان سبب بركت و سرشاري درآمد انسان ميشود.
سماق: نماد مزهي زندگي، يادآور سرخي خورشيد و پيروزي روشنايي برتاريكي به شمار ميرود.
سير: نماد نگهبان سفره، جلوهي سلامتي است.
شاخههاي سرو، انار، گل بيدمشك، شير، نارنج، نان و پنير، شمعدان را هم ميتوان در شمار اجزاي ديگر سفره هفت سين دانست.
سفره نوروزي را علاوه موارد يادشده با برخي ديگر از نشانههاي ويژه زرتشتي نيز آذين ميكنند. اين موارد عبارتند از:
آتشدان: آتشدان كه از آتش خاندان مايه ميگرفت در همه آيين هاي مذهبي به كار ميرفت و بايد در ميان خوان نهاده ميشد و دانههاي مقدس اسپند به همراه چوب هاي خوشبو در كنار آن جاي داشت.
ماهروي و برسم Barsom: ماهروي همان برسمدان است. به علت اينكه تيغههاي نگهدارنده برسمها شكل هلال ماه است، از اين رو آنرا ماهروي مينامند.
شاخه هايي كوتاه از انار، بيد، انجير و زيتون را به دارازاي سه بند ميبريدند و آنها را به تعداد سه ، هفت، دوازده يا بيست و يك بر سر خوان در ماهروي جاي ميدادند. برسم را معمولا برسر خوان غذا هم قرار ميدادند و نماد بركت گياهي بود. دستهاي از آن را پيش از خوردن غذا به دست ميگرفتند و آفرين ميخواندند. در دوره ساسانيان براي اينكه خوان شاهان شكوه بيشتري داشته باشد اين تركه را از زر (طلا) ميساختند و به آنها زرين تره ميگفتند. كمكم برسمهاي فلزي به آيين هاي ديني هم راه يافت.
كتاب مقدس: چون جشن نوروز يك جشن ملي بود، هر خانوادهاي ميتوانست كتاب مذهبي ويژه خود را برروي خوان نوروزي بگذارد. در دوران ساسانيان كتاب اوستا را به سر سفره ميگذاشتند و پيش از فرا رسيدن سال نو بخش فروردين يشت آن را كه مربوط به فروهرهاي شاهان، پاكان ، پارسيان، دلاوران و شهسواران است، ميخواندند. اكنون نيز زرتشتيان چنين ميكنند و ديگر هم ميهنانان كتاب مقدس خود را بر سفره ميگذارند.
كوزه آب: كوزه آب كه توسط دختران نو رسيده از زير آسيابها پر ميشد، با زينتي از گردنبند برخوان نوروزي مينهادند. امروزه به جاي كوزه از تنگ هاي كوچكي استفاده ميشود كه سبزي روي آن ها سبز كردهاند و تنگ را با نوارهاي رنگي ميآرايند.
منبع:www.T-Z-A.org
يكي از مناسبت هاي مهم اسفند ماه كه در روزهاي آخر اين ماه است، برگزاري آخرين چهره گهنبار يعني« همس پت ميديمگاه» است

اين گهنبار كه ويژه بزرگداشت آفرينش انسان است، در ٥ روزپاياني سال يعني از 25 تا 29 اسفندماه خوانده ميشود كه اهنود تا وهشتواشگاه نام دارند.اين آيين از روز اورمزد برابر با بيست و پنجم اسفندماه آغاز ميشود و به مدت پنج روز ادامه دارد. زرتشتيان ، آخرين گهنبار از گهنبارهاي ششگانه را در روزهايي كه پنجه خوانده ميشوند برگزار ميكنند
روزهاي پنجه عبارتند از : اهنود، اشتود، سپنتمد، وهوخشتر، وهشتواش آخرين روز پنجه در گاهنامه امسال برابر با ٢٩ اسفندماه است
از پنجمين گاهنبار تا به اين جشن هفتادوپنج روز است. اين گاهنبار به فروهرها اختصاص دارد و هنگامياست كه فروهرهاي در گذشتگان براي سركشي بازماندگان خود فرود ميآيند. واژه همسپتميديم برابر شدن روز و شب را معني ميدهد و در باور زرتشتيان هنگام آفريده شدن انسان است. 5 روز مانده به اين گاهنبار، يعني از روز اشتاد تا اهنود را پنجه كوچك مينامند و خانه و كاشانه براي برگزاري با شكوهتر جشن نوروز آماده ميشود و ٥ روز آخر سال پنجه بزرگ ناميده ميشود يكي از ويژگيهاي اينگاهنبارآن است كه در چند روزمانده به پنجه كوچك خانه را از درون و برون پاكيزه ميكنند. نوآغاز ميشود.
در گاهنماي باستاني هرماه سي روز و هرسال دوازده ماه است ودرپايان اسفند پنج روز پنجه ميآيد كه روي هم رفته 365 روز ميشود. در دين زرتشتي هر روز نام ويژهاي دارد. چون سال خورشيدي 365 شبانه روز و 5ساعت و ٤٨ دقيقه و ٤٩ثانيه است، از اين رو پس از پايان يافتن 12ماه و پنج روز پنجه،٥ساعت و ٤٨ دقيقه و٤٩ثانيه زيادي ميماند كه آن را به زبان پهلوي بهيزك ميگويند. بهيزك همان است كه درگاه شماريها به نام كبيسه ياد ميكنند؛ درهر چهارسال با افزودن ساعتها ودقيقهها و ثانيههاي زيادي شش روز ميشود و روز ششم را درزبان پهلوي اورداد نام نهادهاند كه به معنا(چم) روز زيادي است.
نام پنج روز پايان سال كه بهيزك(پنجه) خوانده ميشود ازاين قرار است:
١-اهنودگاه: نام نخستين بخش از سرودهاي اشوزرتشت
٢-اوشتودگاه:نام دومين بخش از سرودهاي اشوزرتشت
٣-سپنتمدگاه: نام سومين بخش از سرودهاي اشوزرتشت
٤-وهوخشترگاه:نام چهارمين بخش از سرودهاي اشوزرتشت
٥-وهشتواشگاه:نام پنجمين بخش از سرودهاي اشوزرتشت
*روزهاي نبر دراسفندماه عبارتنداز:ششم برابر با ماه روز،هشتم برابر با گوش روز،پانزدهم برابر با رام روز،بيست وششم برابر با وهمن روز
قبل از اجرای مراسم گاهنبار یا در مواردی پس از آن، اوستای درون گاهنبار به نام بانی گهنبار توسط موبد سروده میشود. موقع اجرای مراسم، بعد از به جا آوردن مراسم بایسته، دو کردة اوستای آفرینگان گاهنبار، یک کرده آفرینگان دهمان، یک کرده سروش و همازور دهمان به وسیله موبد سروده میشود.
از جمله لوازمی که موقع برگزاری مراسم باید آماده باشد میتوان آب تمیز، کمی شیر، میوه، سیر و سِداب، نان تازه، سورک، بوی خوش و عود، کمی گیاه مُورد و لُرک برد. بعد از مراسم مدعوین به وسیلة نذوراتی که تهیه شده است پذیرای میکردند.
.jpg)
. در اوستا جشنهاي شش گانه به صورت « يائيريه » « yairya » يعني سالي و فصلي آمده است واژه گاهنبار در زبان پهلوي نيز به صورت « گاسانبار » يا « گاهانبار » ثبت شده است . پيش از شروع هر چهر گاهنبار مراسم « واج يشت » نيز انجام ميشود


روزهاي نبر نيز در اين ماه عبارتند از: ٦ اسفند ماه برابر با ماه روز، ٨ اسفند ماه برابر با گوش روز، ١٥ اسفند ماه برابر با رام روز و ٢٥ اسفند ماه برابر با وهمن روز
١٤ اسفند ماه برابر است با ورهرام روز كه بسياري از زرتشتيان در اين روز به نيايشگاهها ميروند و به دادو دهش ميپردازند.
٢٠ اسفند ماه نيز برابر است با اشتاد روز كه در اين روز هم بسياري به دادو دهش ميپردازند و در برخي از نيايشگاه ها آيين هاي ويژهاي برگزار ميشود
از مناسبت هاي ملي نيز ميتوان به ٢٩ اسفندماه روز ملي شدن صنعت نفت ايران و ١٥ اسفند ماه روز درختكاري اشاره كرد.

سلام بچه ها
ترم جدید شروع شده نمی تونم زیاد بیام اینجا
ترم آخر همین مشکلاتو داره 
اما هر از گاهی میام
خداحافظ 

هیچ گاه از تو دور نیستم
حتی در این لحظه تورا ترک نمی گویم
به بیان دیگر همواره
عاشقت هستم
دوستت دارم
بیشتر از آن چه که تصور کنی
I am never away from you
Even now, I shall not leave you. In another world, I shall still be the one who loves I shall still be the one who loves you, loves you Beyond measure , beyond (edmond rostand)

نگو کدام دوستی ؟ کدام محبوب؟ تنها شادی مهم است فقط مرا پیدا کن و احساس مرا دریاب مرا جستجو کن ... Do not say , Which loved? Which was beloved ? Only, who most enjoyed?... Only find me and touch my blood again Find me (Murinel Rulkeyser)
چیزی به تو تقدیم نمودم که قابل
شنیدن نیست چیزی که تا به حال
داده نشده ضربان قلبم را
.
I gave the what could not be heard,
What had not been given before:
The beat of my heart i gave...
(Edith M Thomas)
لطفا کمکش کن
وقتی فرزندمون به مانیاز داره
این من هستم که به سمتش می رم وبهش کمک می کنم
و برام مهم نیست که وظیفه کد ممونه!
مهم اینه که کدممون بهتر می تونیم کمکش کنیم
واگه کاری از دستت بربیاد مجبورت می کنم که کمکش کنی
اینجوری...
لطفا کمکش کن

لیلی زیر درخت انار نشست
درخت انارعاشق شد گل داد سرخ سرخ
گلها انار شد داغ داغ هر اناری هزارتا دانه داشت
دانه ها عاشق بودند دانه ها توی انار جا نمی شدند
انار کوچک بود دانه ها تر کیدند انار ترک برداشت
خون انار روی دست لیلی چکید
لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید مجنون به لیلی اش رسید
خداگفت راز رسیدن همین بود
کافی است انار دلت ترک بخورد

walk with me in love
talk to me
about what you cannot say to other
laugh with me
even when you feel silly
cry with me
when you are most upset
share with me
all beautiful thing in life
creat with me
dreams the follow
have fun with me
in whatever we do
work with me towards common goals
dance with me
to the rhythm of our love
walk with me throughout life
let us hug each other
at every step in our journey
forever
in love

عاشقانه همراه من گام بردار
به من از آن بگو
که توان گفتنش به دیگری را نداری
بامن بخند
حتی آن گاه که احساس حماقت می کنی
با من گریه کن
آن گاه که در اوج پریشانی هستی
تمام زیبایی های زندگی را
بامن شریک باش
ودرکنارمن
باتمام زشتی های زندگی ستیزکن
بامن
رویاهایی را بیافرین تا به دنبال آنهارویم
درشادی هرچه می کنم
شریک باش
برای رسیدن به آرزوهایمان یاریم کن
با آهنگ عشق مان با من برقص
بیادر سراسر زندگی درکنار همگام برداریم
بیا تا ابد در هر قدم این سفر
یکدیگر را درآغوش بگیریم
Susan Polis Schutz
حرف های مردان:هیس فقط آروم باش
این جمله برای زنان حکم یک تنبیه کلامی را دارد
مثلا او به مکتب دکتر برود وشلوغ کند ودکتر از او بخواهد آرام باشد
زنان باشنیدن این جمله عصبی می شوند
به طوری که تصور می کنند بیش از حد از خود واکنش نشان می دهند وافراد غیرمنطقی وشلوغ کنی هستند
که از عهده هیچ کاری غیراز ایجاد سروصدا برنمی آیند
واین حرف مردان برای آن ها به منزله این تفکر است که همسرشان با آنها مثل زیر دستشان رفتار می کند
مثل معلمی که به دانش آموزانش دستورو تکلیف می دهد
حرف های مردان: سخت نگیر راحت باش
این جمله از طرف مرد موجب این تفکر مسی شود که زن احساس می کند هرگز حرفهایش مهم و جدی نمی باشد مثلا زنی به همسرش می گوید :((نمی خواهم راجع به آن با تو حرف بزنم))
مرد می گوید :((چرا این موضوع رل سخت می گیری من فقط می خواهم باهات حرف بزنم نمی خوام که روی تو جراحی انجام بدم لطفا راحت باش وموضوع حرفمان را آسان بگیر))
حرف های مردان:آرامشت راحفظ کن وبه اعصبات مسلط باش
معنای این جمله ها هماننددوجمله قبل است فقط از نظر هضم روانی برای زن مشکل تراست
زیرا زن احساس می کند شوهر او رابیمار روانی فرض کرده و در حین صحبت به او خاطر نشان می کند به اعصابش مسلط باشد وآرامش خود را حفظ کند
حرف های مردان: پاهاتو از گلیم خودت بیشتر دراز کردی
زمانی که مرد در حین گفتگوی خودش با همسرش است و در طول گفتگو بحثشان شودبا گفتن این جمله مرد
باعث احساس انزجار زن می شود
به طوریکه ا ز خود واکنش نشان می دهد تا از حق خود در حین بحث دفاع کند
زن موجودی احساساتی است واگر این جمله را از طرف زن مورد علاقه اش بشنود احساس بی ارزشی کرده واحساساتش جریحه دار خواهد شد
حرف های مردان: حرف هایت کی تمام می شود کلی کار دارم؟!
اصولا عکس العمل همه مردان در حین گفتن این جمله با یک صدای خسته ایی بیان می شود ودر عمق این صدای خسته یک حالت تمسخر آمیز پنهان است
زمانی که همسرتان این جمله را می شنود احساس بی ارزشی می کند انگار که برای صحبت کردن باشما باید وقت قبلی بگیرد واحساس می کند شما هرگز او را در الویت قرار نمی دهید


مردان چه حرفهایی بگویند که زنان احساس ارزشمندی کنند؟
خوب برایم تعریف کن امروز چطور بود؟
((عزیزم لطفا در این مورد با من همکاری کن تا با هم تصمیم بگیریم))
((بیا برای ... برنامه ریزی کنیم))
((خانمی نظرت در مورد ... چیه؟))
((می تونم کمکت کنم؟!))
((چه کار دوست داری برایت انجام دهم؟))
مردان چه حرفهایی بگویند که زنان احساس برتری وقدردانی کنند؟
تو برای من مفیدی))))
((کارهای تو مرا خوشحال تو می کند))
از تمام کارهایت سپاسگذارم))))
تو تمام زندگی ام را به خوبی تغییر داده ای))))
کارهای تو باعث افتخار من است))))
از تو بابت ... متشکرم))))

















.jpg)






